تو هم ترک منم ترک \nnxo.jpg)
اینم یه درد مشترک
تو غصه دار من غصه دار
پس واسه چی بیاد بهار
تو بی چراغ من بی چراغ
کی بگیرد از ما سراغ
تو هم غریب منم غریب
عشقا چی بود به جز فریب
تو حادثه من حادثه
پس کی به ابرا برسه
تو بارونی من بارونی
پس کجا رفت مهربونی
من بی پناه تو بی پناه
کافیه امشب نور ماه
من بی وفا تو بی وفا
چی کار کنه با ما خدا
من بی فروغ تو بی فروغ
بازم به هم بگیم دروغ ؟
من بی جواب تو بی جواب
معنیش چیه ! این جز سراب
من تشنگی تو تشنگی
کاش که نمی گذشت بچگی
منم گله تو هم گله
آخر کی داره حوصله
من انتظار تو انتظار
من باریدم تو هم ببار
من چشم خیس تو چشم خیس
برام یه چیزی بنویس
منم زلال تو هم زلال
چی کم داریم ما دو تا بال
من اولی تو اولی
چقدر قشنگ و مخملی
من در به در تو در به در
می یای با هم بریم سفر ؟
من اعتماد تو اعتماد
عشق و چرا دادیم به باد
من دیوونه تو دیوونه
پس کی می گه نمی مونه
من ناامید تو ناامید
از من و تو نبود بعید ؟
تو شبنمی من شبنمی
ما مثل هم شدیم کمی
تو بی صدا من بی صدا
پس چی شد اون همه دعا
تو پر غم من پر غم
جون خودت خسته شدم
تو بی گناه من بی گناه
یعنی همش بود اشتباه ؟
تو خستگی من خستگی
پس چیه معنیش زندگی ؟
تو پر درد من پر درد
پاییز واسه چی می شه زرد ؟
من که رها تو که رها
فقط بگو بریم کجا ؟
من که محال تو که محال
چی بود دوست دارم خیال ؟
تو که بدی من که بدم
ببخش نه بد حرفی زدم
باشه بدم تو که گلی
مهجزه ای تجملی
من ک اسیر تو که اسیر
کی کرده ما رو ناگزیر ؟
من سر حرف تو سر حرف
تقصیر ماست غیبت برف ؟
من بی نشون تو بی نشون
جایی داریم جز آسمون ؟
من پر راز تو پر راز
اما نداریم اعتراض
من پر شور تو پر نور
چرا نریم یه جای دور
من فاجعه تو فاجعه
چیکار کنیم با شایعه
من اتفاق تو اتفاق
به جرم قدری اشتیاق
تو عطر یاس من التماس
راسته که دنیا دست ماس ؟
من اولین تو آخرین
واسه تو بس نیس نازنین ؟
من عابرم تو شاعری
نرو کجا می خوای بری ؟
من یه کتاب تو یه کتاب
کاش نکشیم انقد عذاب
من خاطره تو خاطره
بمون تا یادمون نره
منم که تو تو هم که من
پس زیر وعده هات نزن
من آرزو تو آرزو
پس آرزو کن و بگو
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 15:45 توسط مریم تنها |
برای عاشقی دیره ولی باز دست تقدیره تا دستامون نره بالا جایی بارون نمی گیره دلی که دادمش دستت دیگه از زندگی سیره نیو مد وقتی ام اومد فقط گفت که داره می ره نگفتم من خداحافظ آخه قلبم هنوز گیره بدو ن این قلب دیوونه دیگه محتاج زنجیره بمون این زخم و بد تر کن عجیب محتاج شمشیره بریزم اشکام وشاید آخه این آخرین تیره نگی تو اونی که رفته وجو دش غرق تقصیره فدای اون که تو خوابم من وتحویل نمی گیره\675hn4x.jpg)
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 14:19 توسط مریم تنها |
اونی که گفته بود پیشم می مو نه ژ کسی که من دلم می خواد همونه اونی که تو پاییز واسم قسم خورد فقط با من همیشه مهربونه اون کسی که با ذو ق وشوق به من گفت با ید که وایساد جلوی زمونه اونی که گفت قسمت همش دروغه یه چیز یه درست مث بهو نه اونی که ما جرای عاشقیشو گلدون اطلسی مونم می دونه اون کسی که می گفت ستاره هامون تو بهترین نقطه ی کهکشونه اون که می گفت توکل دوتا مون به لطفای خدای آسمونه اون که می گفت دق می کنه اگه که پای کس دیگری در میونه اون که می گفت چاره فقط سکوته واسه جواب حرف عاشقونه نمی دونم چی شد که رفت و آ خر پیغام فرستاد من می رم دیوونه\21n2v86.jpg)
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 21:2 توسط مریم تنها |
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم دوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 17:52 توسط مریم تنها |
\1192749676.jpg)
یادم میاد یه روز دور...زیر همین طا ق کبود
یه آدم با حوصله ...واسم یه قصه گفته بود
واسه جواب مونده بودم تو بند وزن و قا فیه
امروز دیدم همین قدر تاخیر که کردم کافیه
چون قصه سخته من خوام براش لالایی بخونم
یکی دو خط ترانه از فصل طلا یی بخونم
فصلی که از راه برسه عاشقا دیوونه ترن
خیلیا توش دل می دن و خیلیا توش دل می برن
فصلی که بر گای غریب می رن وهجرت می کنن
پرنده ها اونا رو به صبوری دعوت می کنن
فصلی که بیشتر گلا میان واسه خدافظی
پناه آ دما میشه گلای خشک و کاغذی
فصلی که در یای دلا می شکنه جذر ومد داره
تقدیر ما یه عامه روزای خوب و بد داره
می خوام لالایی بخونم بگم عجیبه زندگی
هر جا با شی باز می رسی به خونه ی همیشگی
میخوام بگم از سنگا یی که آ خرش طلا شدن
از اونا که بد بودن و گر فتار بلا شدن
از اونا یی که عمرشون گذشت به خو ندن دعا
یا از اون آ دمایی که فقط یه بار می گن خدا
می خوام بگم از اونا که یه عا لم آ رزو دارن
از اونایی که پیش عشق یه دنیا آ برو دارن
می خوام لالایی بخونم چشمای ناز تو ببند
بغض ونذار زیر سرت گر یه نذار بشه بلند
لالا لالا بارو نیه هوای آ سممونمون
چه بوی بارونی می ده دیوار آ شیو نمون
فرشته ی خواب که امد سوار بالش شو برو
تو خوا بیدی هر چی که شد فردا خودم میگم به تو
+ نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 15:55 توسط مریم تنها |
شاید اشتباهه اما عاشقا دروغ میگن آدمای مهر بون و باوفا دروغ میگن اونا که می گن که تا همیشه دیوونتونن بذا بی پرده بگم که به شما دروغ می گن اونا که می آن به این بهونه ها ...که اومدن از توی شهر قشنگ قصه ها... دروغ می گن اونا که فدات بشم تیکه کلامشون شده به تموم آ سمو نا...به خدا دروغ می گن اونا که با قسم وآیه می خوان بهت بگن تا قیامت نمی شن ازت جدا... دروغ می گن!!
+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 4:1 توسط مریم تنها |
من به اندازه ی غوغای شما تنهایم من چو آرامش آغاز بلا تنهایم شب چشمان مرا چشم شما هیچ ندید من غریبانه به دنیای شما تنهایم شب تنهائی من بیوه ی ماتم زائی ست نه صدائی، نه ندائی، نه کلامی، تنهایم دل آئینه ی من بهت غبار آگینی ست پس این پرده ی سربی هوا تنهایم من ز دامان کویر تا لب بحر حضور پر یک جرعه ی شوق همه جا تنهایم پر و بالی نزدم، حجم نفس کشت مرا کمکی، مرغک آزاده رها تنهایم به که رو کنم و به که بنالم از خویش که غمم هست و ندانم که چرا تنهایم
+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 3:19 توسط مریم تنها |
دلا شب ها نمي نالي به زاري \b0jf12km6uovofvplun3.jpg)
سر راحت به بالين مي گذاري !
تو صاحب درد بودي ناله سر كن
خبر از درد بي دردي نداري
بنال اي دل كه رنجت شادماني ست
بمير اي دل كه مرگت زندگاني ست
دلي خواهم كه از او درد خيزد
بسوزد ، عشق ورزد ، اشك ريزد !
+ نوشته شده در جمعه سوم اسفند 1386ساعت 2:47 توسط مریم تنها |
\23izehe.gif)
واسه کسی که دفتر قشنگش
پر از ترانه های عاشقونس
واسه کسی که برای جدایی
یه مدته دنبال یه بهونس
واسه کسی که نه میاد....نه میره
بازم می گه مقصرم زمونس
میشه نوشت تو انقدر خوبی که
دوست دارم فقط یه جور نمونس
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 16:20 توسط مریم تنها |
\748.jpg)
دو شبه خوا بای من زرد و پریشونه عزیزم
من نمی دونم چرا میگن تابستون عزیزم
شهریور وایساده ومنتظر ورود مهره
اما باز پاییز بدون مهر فراوونه عزیزم
قالی مخمل رویات با گلای ارغوانیش
دست نخورده...... چشم برات هنوز تو ایوونه عزیزم
فالای قهوه ای که تو قصه ی آخر نوشتی
جلوی چشمای این نامه تو فنجونه عزیزم
من و تو چه سرنوشت عجیبوغریبی داریم
قصمون شبیه به لیلی ومجنونه عزیزم
چرا هر کسی وا ست عزیزه زود ازت می رنجه
یا دل تو از دس چشمای اون خون عزیزم
کاش یه شب این حرف من واست بشه شکل حقیقت
کم ترین چیزی که من واست میدم جو نه عزیزم
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 15:28 توسط مریم تنها |
سلام خدا منم كه خيلي تنهام!!!!! ببين بهم نگاه بكن همين جام! اهاي تو كه همه ميگن قادري!! بين تمومه بنده هات حاضري!! دلم گرفته از تمومه دنيا!!!!!!! مرگ غرورمه شده يه دريا!!! خدا ببين همه ميگن كويرم!!! پيشم بمون اگه بري مي ميرم! كويرم و شكسته شد حريمي!! مريضه عشقم... تو فقط حكيمي! خدا چي شد ستاره هاي پر نور؟ مسافرم....مسافره راه دور!!! قصه من قصه هجرانيه!!!!! من عاشقم اين قصه تكراريه! فرض كه معشوقه جفا ميكند!! لاف يگانگي به سر فكر سفر ميكند بار خدايا تو فقط عالمي!!!!!!!!!! من يه خطا كار...تو كه عاشقي!! كاش كه گندم تب حوا نبود!!!!! مزد هوس حسرت ادم نبود!!! فرض كه فصل گل گندم نبود! جنگ ميان تو واتش نبود!!! نطفه من به عشق حوا نبود!! فاصلمون فرش به عرشت نبود بار خدايا چه مي شد غرور حسرت ديدار تو از راه دور هي تويي كه همه ميگن بصيري ازت ميخوام دست منم بگيري كاش كه اين قسمت ادم نبود عشق نمي داديمو حرف جدايي نبود معجزاي كن كه سفر كم شود يا كه بميرانم واين درد مداوا شود\2mw591u.jpg)
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 1:16 توسط مریم تنها |
من شکایت دارم از روزی که دنیا آمدم بی خبر بی میل خود تنها به این جا آمدم بی خبر زندانی دنیا شدم آخر چرا؟؟؟؟ مگر من گفتم خدا می خواهم این ویرانه را
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 1:0 توسط مریم تنها |
اي مرگ بيا به قصد جانم با دشنه بزن بر استخوانم ازرنج حيات راحتم كن..... فارغ كن از اين بار گرانم... تآخير مكن كه وقت تنگ است.... هر لحظه درنگ بر زيانم با مركب يكه تازت اي ترك....... بشتاب يه سوي آستانم غارت كن از اين پيكر متروك ... جان را كه بّّّّّّّّّّّّّّّّّود بر سر خوانم ميدانم اگر به خانه آيي..... جز نام نماند از نشانم برخيزو بيا به خانه ي من نذر تو تمام خانمانم انديشه مكن كه ميهماني..... من بر سر سفره ميهمانم اين خانه هميشه خانه ي توست... بگذار قدم به ديده گانم ...دستي بكش و نوازشم كن... تا حس كنم آنكه جاودانم آهسته مرا بكش در آغوش... باشد كه رسم به رفتگانم ......آنان كه مرا به خود نهادند..... در خانه بدون آب و دانم ...... آنان كه از اين ميانه رفتند... رفتند و خموده شد ميانم اي مرگ مرا مكن فراموش... من سست و ضعيف و نا توانم بر حال نزار من نظر كن.... بنگر كه وبال ديگرانم... در بستر من جاي تو خاليست.... .وز هجر تو هذيان به لبانم از دور بيا و صور سر كن.... با لهجه ي خوش به خويش خوانم از باغ وجود من مپرهيز.... من آفتي فصل خزانم چون باد به دور ساقه ام پيچ... .يك باره ببر از اين جهانم با خويش ببر مرا از اين بر... من ماهي بحر بي كرانم ازآد كن از تور عذابم..... قلاب رها كن از دهانم
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 0:40 توسط مریم تنها |
خداوندا... اگر روزی تو از عرشت به زیر آیی , لباس فقر پوشی , غرورت را برای لقمه نانی بریزی زیر پای نامردان , زمین و آسمانت را كفر می گویی خداوندا نمی گویی...؟! خداوندا... اگر با مردم آمیزی , شتابان در پی روزی , ز پیشانی عرق ریزی , شب آزرده و خسته جان , تهی دست و زبان بسته به سوی خانه بازآیی زمین و آسمانت را كفر می گویی خداوندا نمی گویی...؟! خداوندا... اگر در ظهر تابستان گرماخیز در كنار دیواری تن خود را به دست سایه ی خاك بسپاری و قدری آنطرف تر كاخهای مرمرین بینی زمین و آسمانت را كفر می گویی خداوندا نمی گویی...؟! خداوندا... اگر دستانت برای سكه ای این سو و آنسو درگذر باشد كه شاید رهگذاری از درونت باخبر باشد زمین وآسمانت راكفر می گویی خداوندا نمی گویی...؟! خداوندا... اگر روزی بشر گردی ز حال مردمانت باخبر گردی پشیمان می شوی از قصه ی خلقت , از این بودن از این بدعت... خدایا بس کن این ظلمت را ... خدایا بس کن این جنایت را ... \53qhjis.jpg)
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم اسفند 1386ساعت 0:25 توسط مریم تنها |
| ||||||